گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

162

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

از پل آشفتگى پيش نخواهد آمد بلكه هر دسته به نوبه عبور خواهند كرد و اگر نفرات امدادى ضرور شدند اين دسته‌ها به محل منظور خواهند شتافت . بدين ترتيب يونانىها چهار منزل ديگر راه پيمودند . روز چهارم در طرف جلگه به راه افتادند اما چون تيسافرن و سربازانش باز آنها را دنبال مىكردند ناچار شدند به اولين آبادى كه رسيدند اردوگاه فراهم سازند تا در عين حال ، هم پيشروى نكنند و هم جنگ و جدال چون تعداد زيادى از يونانىها ديگر وضع و ريخت رزمى نداشتند نه فقط مجروحين بلكه عده‌اى هم كه عهده‌دار حمل و نقل آنها و همراه بودن اسلحهء اين نفرات بودند . بعد از ترتيب دادن كار اردوگاه سربازانى كه به سوى دهات پيش مىآمده‌اند كوشيدند از دور تيراندازى كنند در اين وهله وضع يونانىها بهتر شد چون مستقر بودند . ازين‌رو نتيجهء كار با نبرد در حين حركت كه دشمن نيز از دنبال مزاحم بود تفاوت كلى داشت . چون بعدازظهر و ديرگاه بود دشمن ناچار عقب‌نشينى كرد زيرا كه در هيچ موردى نفرات آنها در مسافتى كمتر از شصت استاديا از مقر يونانىها اردو نمىزده‌اند از ترس اينكه مبادا يونانىها شبانه بر آنها حمله‌ور شوند ، چه لشكر پارسى در هنگام شب پاك بيچاره است . اسبان آنها معمولا مهار مىشوند و پابند دارند تا مانع فرار آنها شده باشد و اگر بىمهار باشند در صورت آژير خطر سرباز پارسى ناچار است اسبش را زين كند و خود نيز مسلح و سوار شود و همه اين كارها در تاريكى شب بخصوص در حين آشوب بسيار دشوار خواهد بود و به همين دليل هم بوده است كه پارسيان در مسافتى دور از مقر يونانىها چادر ميزده‌اند .